چقدر پدر خوانده مسخره بود حالم بهم خورد
نزدیک یک و نیم گیگ حجم و حدود 3 ساعت وقت هدر رفت اخرم تا تهش ندیدم وای که چقدر بیمزه بود. فهمیدم که من به هیچوجه فیلم توی این ژانر رو نمیپسندم.
مثلا رتبه دوم IMDB زو داره.
اه ولش کن درموردش حرف میزنم اعصابم خورد میشه!!!
امشب رفتیم خونه داییمینا... یه قاب عکس خیلی خوشگل براشون خریدیم.واقعا خوشگل بود یه قاب سفید که توش یه کاشی با اندازه کوچکتر بود و روی اون کاشی تصویر دوتا گلدون آبی رنگ با گل های ملیح صورتی و سبز بود. خیلی شیک بود و به تم خونشون و مبلای گلگلی صورتیشون میومد!!ببخشید یادم رفت عکس بگیرم!
حالا شاید بعدا...
الان میخوام بخوابم
کدئیین خوردم شاید از شر خوابهام در امون باشم.
شب خوش
برچسب: شب نوشته,شب نوشته ها,شب نوشته های من,شب نوشته های زیبا,شب نوشته های یک عاشق,شب نوشته های یک مادر,شب نوشته های یک روانی,شب نوشتهای ایمان رئیسی,شب نوشته های تنهایی,شب نوشته های ایمان رییسی,
نویسنده: پویا رفیعی